محمود نجم آبادى

166

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

برده شده است . ژ ) مرگ بىهنگام - اين نام در ونديداد آمده است و مىتوان آن را مرگ مفاجات دانست يا آنكه آن را با سكته‌ها تطبيق نمائيم . س ) گوژپشتى و گوژسينه‌اى - كه مقصود برآمدگى ستون فقرات از پشت و برآمدگى استخوان سينه از جلو مىباشد . بنابراين گوژپشتى را ممكن است بيشتر همان بيمارى پت ( Pott ) دانست . ش ) كحالى - اما درباره بيماريهاى چشم و كحالى بايد دانست كه در كتب مذهبى و همچنين در تواريخ هم از اين شعبه علم طب و هم از چشم‌پزشك ( كحال ) اسم برده شده است . مثلا در دينكرت ( هشتم و دوازدهم و سى و سوم ) از چشم‌پزشك صحبت شده است . چنان كه در فصل مربوط به علل بيماريها مذكور افتاد ايرانيان يكى از علل و عوامل بيماريها و دگرگونى چشم را از مردار خوارى دانسته‌اند و چنان كه در صفحات قبل متذكر شديم در ونديداد آمده است : شخصى كه انسان مرده يا سگ مردار را بخورد ناپاك گرديده و هيچ‌گاه پاك نخواهد شد ، چراكه به شكم و دل خود زيان رساند ، و سفيدى چشم آنان بزرگ گردد . . و تا ابد آنان نجس خواهند بود " ( فقرات بيست و سوم و بيست و چهارم باب هفتم ونديداد ) . فردوسى شاعر نامى ايران در خوان هفتم رستم آنجا كه رستم به مازندران براى رهائى كاوس رفته است گويد : " پزشكان كه ديدند كردند اميد * به خون دل و مغز ديو سپيد چنين گفت فرزانه مردى پزشك * كه چون خون او را بسان سرشك چكانى سه قطره به چشم اندرون * شود تيرگى پاك با خون برون "